ازابتدا

دست خدای علقمه ، یارا از ابتدا

در تربتت نهاده شفا را از ابتدا

دارائیم توئی و نداری زیاد رفت

بس داشتی هوای گدا را از ابتدا

خاکی و سر به زیر شدم بس که خورده ام

خاک شریف کرببلا را از ابتدا

درازدحام روز جزا گم نمی شود

هرکس گرفت رنگ شمار ا از ابتدا

گویا خدای عزوجل با حسین حسین

بر پا نموده ارض و سما را.......

/ 2 نظر / 7 بازدید
کلب الرقه مهرداد امیری

یا مسلم ابن عقیل نیمه ای می گذرد از شب و سرگردانم چشمم احیا دارد خانه ای نیست پناهم دهد و حیرانم کوفه غم ها دارد شرمگینم که تو را خوانده ام این جا برسی وای از آن روز که با دختر زهرا برسی تک و تنها برسی چه تماشا دارد نخل این شهر همه نیزه خونریز شده وقت پاییز شده حرمله گفته که تیرش چقدر تیز شده سرِ دعوا دارد وای از آن روز که از بام سرت می سوزد جگرت می سوزد بر سر نیزه کنارت پسرت می سوزد جگرت می سوزد تا که خاکی نشده معجر زینب برگرد تا نخورده است به قاسم سم مرکب برگرد تا تن اکبرت از زخم ز هم وا نشده نیزه ها جا نشده پشت خیمه بدن طفل تو پیدا نشده تا که مشک و علم و خود و علمداری هست آبروداری هست بعد عباس، غم و کوچه و بازاری هست جان زهرا برگرد جان مولا برگرد

کلب الرقیه مهرداد امیری

یا مسلم ابن عقیل....... نیمه ای می گذرد از شب و سرگردانم چشمم احیا دارد خانه ای نیست پناهم دهد و حیرانم کوفه غم ها دارد شرمگینم که تو را خوانده ام این جا برسی وای از آن روز که با دختر زهرا برسی تک و تنها برسی چه تماشا دارد نخل این شهر همه نیزه خونریز شده وقت پاییز شده حرمله گفته که تیرش چقدر تیز شده سرِ دعوا دارد وای از آن روز که از بام سرت می سوزد جگرت می سوزد بر سر نیزه کنارت پسرت می سوزد جگرت می سوزد تا که خاکی نشده معجر زینب برگرد تا نخورده است به قاسم سم مرکب برگرد تا تن اکبرت از زخم ز هم وا نشده نیزه ها جا نشده پشت خیمه بدن طفل تو پیدا نشده تا که مشک و علم و خود و علمداری هست آبروداری هست بعد عباس، غم و کوچه و بازاری هست جان زهرا برگرد جان مولا برگرد