ای عمه جان سه ساله ....

زلف تو را به هرطرفی باد می کشد.            حال مرا به وضعیتی حاد می کشد

بابا بیا زحرمله حق مرا بگیر                    این بی حیا به روی سرم داد می کشد

 

 

ناتوانی من از جسم نهیفم پیداست            اینقدر پس غل وزنجیر نبندید به من

گریه بر حال دلم پیش کش ای شامیها           لااقل اینهمه از دور نخندید به من

 

 

 

درشب بیا به دیدن من چون که شامیان       برمیهمان سرزده  دشنام می دهند

 بابا سراغ دخترخود رازکس مگیر            چون پاسخت زسنگ سر بام می دهند

/ 2 نظر / 7 بازدید
ن نمايشگاه هاست hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran با تشکر[گل]

بابک محمدی

گویند ک کشتی نجات است حسین از ظلم و بدی برگ برات است حسین بر زخم تن پاره او گریه کنید زیرا که قتیل العبرات است حسین